ویدیو جشن تولد 73 سالگی استاد محمدرضا شجریان, سایت موسیقی ما

درخواست حذف این مطلب
جشن تولد 73 سالگی استاد «محمد رضا شجریان» صبح پنجشنبه و به همت سایت «موسیقی ما» با حضور بزرگان ادب و فزهنگ برگزار شد.این مراسم که راس ساعت 10:30 صبح برگزار شد، چهره های سرشناس فرهنگی کشور در قالب برنامه ای خودمانی دور هم جمع شدند و درباره خسرو آواز ایران سخن گفتند.علیرضا پورامید که به عنوان مجری در این برنامه حضور داشت در ابتدا با اشاره به تولد شجریان در اول مهر ۱۳۱۸گفت: نسلی که همزمان با شجریان متولد و رشد کرد نسلی بود که دوران سختی را تحمل کرد. آن ها همزمان هم جنگ جهانی را دیدند و هم فقر را چشیدند و در یک اضطراب بزرگ شدند. آن ها بعد ها به نسل رادیو معروف شدند.در ادامه یادداشت «شاهرخ تویسرکانی» (میزبان برنامه) توسط مجری آن خوانده شد. در بخش هایی از این یادداشت آمده بود:«اگر به صدق، همه ترانه های مولانا، سعدی و حافظ را در مقام معرفی پدیده ای چون محمدرضا شجریان به کار و کلام آوریم، باز هم میزان معرفت به تعادل نمی رسد. سخن من راه به گزاف نمی برد اگر بگویم اسطوره صلح و خنیاگر خوبی ها هم بر سریر داوودی نشسته هم داوود … حنجره ازلی خود را به ایشان بخشده است. شجریان به حق توانست در پی نیم قرن آوای آسمانی ، مردم را با رسولان معرفت و تغزل آشنا کند. به معنایی شادتر ، هم کاروان کلمات ملکوتی این بزرگان ، و هم مردم مشتاق این عصر و این سرزمین ، مدیون عبور ظفرنمون سیاوش ترانگی از خرمن شعله ور سکوت است. »چهره ها و حاضرین در این جمع صمیمی در ادامه شاهد حضور چهره هایی چون «شهرام ناظری»، «مسعود کیمیایی»، «آیدین آغداشلو»، «پرویز کلانتری»، «فاطمه معتمد آریا» و … بودند که رویه ادامه برنامه جوری بود که هر کدام از حاضرین درباره استاد «محمد رضا شجریان» سخنانی را بر زبان می آوردند.بخش هایی از صحبت های حاضرین در جمع را در ادامه این گزارش می خوانید:* علی هاشمی (پیشکسوت موسیقی و از دوستان استاد):بجای این که از حنجره و قدرت آواز استاد سخن بگویم، می خواهم از مقوله ای تاریخی سخن به میان بیاورم. جشن تولد سنتی است ایرانی. به استناد کتابی که خوانده ام؛ از این که فردی خارجی 2500 سال پیش از سنت ایرانی که همان جشن تولد است صحبت کرده، بسیار خوشحال شدم. بعضی ها در سنین بالا فکر می کنند که تولد دیگر از آنها گذشته است. در حالی که این طور نیست. جشن تولد برای ایرانیان روز ستایش و عبادت است و ما در این روز با برگزاری جشن برای به دنیا آمدن کسی و نعمتی که بابت این تولد به ما عنایت شده سپاسگذاری می کنیم. شجریان در چند سال اخیر علاوه بر هنرمند بودن نقش اجتماعی خود را به خوبی ایفا کرده است.* استاد آیدین آغداشلو:بعضی آدم ها را یک ملتی تولدشان را جشن می گیرد زیرا مباهات می کنند که چنین فردی روح آن ها را فریاد می زند و نشان می دهد که این ملت به خودش تبریک می گوید و برای خودش اهمیت قائل است. تولد شجریان نیز از این قسم است. تولدی است که خود ملت برای وی می گیرد. بسیاری از هنرمندان به این نگاه نمی کنند که اثرشان آن ها را به کجا می برد و یا چه سودی برای آن ها دارد و یا حاصل آثارشان چیست. بلکه فقط به دنبال تولید اثر براساس وظیفه هستند.امروز موسیقی ایرانی با اسم ایشان گره خورده است و شجریان سهم خودش را انجام داده ومردم نیز به صورت متقابل او را دوست دارند و ستایش می کنند به همین دلیل شجریان ستایش شده ترین هنرمند در طول دوران معاصر است.* استاد جواد مجابی:در این سال های که من بیمار بودم شبهای دشوار را به مدد شعر و موسیقی توانستیم تحمل کنیم و یک بخش مهمی از آن به خاطر آثار شجریان بود.هنرمند فرهنگی کسی است که علاوه بر آنکه به هنر و فرهنگ خود توجه می کند به فکر مردم است و دقت می کند که مردم چه می خواهند و فقط به فکر سود خود نیست و حافظ و نگهبان فرهنگ و هنر خود است. حتی قبل از انقلاب در ۱۷شهریور و بعد از کشتاری که بوجود آمد محمدرضا شجریان اعلام کرد که به احترام آن کشته ها کنسرت برگزار نمی کند. بعد ها نیز در دوره ای که موسیقی حرام شد وی توانست برعلیه یک نوع ذهنیت غلط غلبه کند و این امر نشان می دهد که شجریان همزمان هم در طول تاریخ و هم در عرض تاریخ دویده است.* استاد محمد سریر:در خانه موسیقی، استاد شجریان از بالاترین مراجع و شخصیت ها هستند. در این سال ها به صورت حضوری از ایشان استفاده کرده ایم. در زمینه موسیقی از سال های دور با ایشان همکاری می کردم. آنچه برای من بسیار اهمیت دارد این است که هنرمندانی مطرح می شوند که چند وجهی هستند. انسان ها با چند وجهی بودن متبلور می شوند. خوشحالم که آقای شجریان در حوزه های مختلف به آن کمال و دقت و صمیمیت رسیده اند که می توان گفت وی از هنرمندان چندوجهی و ماندگار است.* استاد پرویز کلانتری:متأسفانه ما در سرزمینی زندگی می کنیم که اهالی هنر آن ساختار قبیله ای دارند یعنی ما قبیله موسیقی قبیله سینما و قبیله تئا تر داریم همین امر باعث شده ما از هم دور بمانیم و بطور مثال برادر من که یک آرشیتکت است نمی تواند امروز یک شعر بخواند. و یا امروز نقاشان اهل موسیقی را نمی شناسند. باید این مسیر اصلاح شود و بیاندیشیم که در برابر وضعیت و رفتاری که می خواهد هنرمندان را به سایه براند چه می شود کرد.* مسعود کیمیایی:سخنان آقای کلانتری کاملا درست است و من همینجا تولد شجریان را تبریک می گویم. تولد ایشان را تبریک عرض می کنم وبرایشان بهترین آرزوها را دارم.* فاطمه معتمد آریا:آقایی در این مجلس برازنده یک نفر است آن هم آقای شجریان است. من طبع لطیف و ملایمی دارم و به من یاد داده اند مانند دایره حرف بزنم که بتواند بچرخد، نه مربع که هرگوشه اش جایی گیر می کند. زندگی من فقط یک گوشه مطلق دارد و آن مطلق هم استاد شجریان است. حس می کنم چون مهرماه است و مدرسه ها شروع به کار کردند، مانند یک شاگرد در این جمع وارد شدم که از محضر همه اساتید بهره بگیرم. وجود آقای شجریان سرشته از ترکیبات و گرایشاتی است که نشان دهنده شعور، نگاه وسیع و شان ایشان است و فقط می توانم بگویم برای من، کار و نشانه های استاد شجریان در فرهنگ، مطلق است.* استاد شهرام ناظری:امروز برای شجریان همه ملت جشن می گیرند و ما نیز اگر اینجا هستیم نماینده ملت هستیم. من در ۲۶سالگی توسط هوشنگ ابتهاج (ه الف سایه) به شجریان معرفی شدم و همان زمان من با یک دریایی از معرفت و طرز فکر بالای انسانی آشنا شدم. وی ادامه داد در طی این مدت این آشنایی ادامه پیدا کرد و تبدیل به یک معاشرت عمیق و عاشقانه شد. ایشان با هنرمندان دیگر فرق می کند و یک حس متعهدانه دارد و بار ها به خاطر این تعهد خودش را بسیار در تنگنا و سختی قرار داده است. شجریان بار ها از حقانیت هنر دفاع کرد و چهره ای را به وجود آورد که باعث شد صدای ایشان آمیخته با تاریخ شده است و بار ها این چهره خود را به خاطر مردم و اجتماع فدا کرده است.* عباس سجادی:شجریان آثار زیادی خلق کرده است. وی مولف «ربنا» بوده است، نه خواننده ی آن. خیلی ها تصنیف هایی از شاعران را خوانده اند، ولی این ربنا، مولفش شجریان است. هرچند گروهی با کوته نظری ها امروز ربنا را پخش نمی کنند.***پس از دقایقی که که تقریبا تمام حاضرین در جمع درباره استاد آواز ایران سخنانی را بر زبان آوردند، در انتهای برنامه، خود استاد «محمد رضا شجریان» با تقدیر از برگزار کنندگان این برنامه، رو به حاضرین، سخنانش را اینگونه آغاز کرد: « من کاری نکردم و مانند همه هستم اما از شانس من قرعه فال را به حال من زدند. امروز همان طور که کلانتری گفت قبیله ای زندگی کردن ما هنرمندان باعث جدایی ما شده است و این خوب نیست. من مانند یک قطره ای بودم که از برف و یا ابر چکید و راه دریا را در پیش گرفت. برای من مردم ایران و جهان دریا هستند و این امر را از بچگی و از پدر و مادرم آموختم من از کودکی آموختم که باید شادی ام را با دیگران تقسیم کنم. و به همین دلیل حتی در بازی های کودکانه دوستانم می خواستند که من در طرف آن ها باشم و در تیم آن ها باشم. همین روحیه باعث شد که من از کودکی تا امروز با هیچ کسی دعوا و کتک کاری نکرده ام. من راه آدم ها و مردم را در پیش گرفتم و مهم ترین سرمایه برای من مردم و آدم ها هستند. امروز خیلی ها در من زندگی می کنند و من برای دیگران زندگی می کنم. زیرا معتقدم زندگی برای «تو» معنا دارد به همین دلیل سعی کردم هنرم برای انسان ها و انسانیت باشد. زیرا معتقدم رفتار انسان ها اگر خوب باشد مانند نسیمی است که از عطر و گل و یاس می آید. ما باید ابتدا از بدی و تعفن خود بیرون بیاییم برای آنکه بتوانیم با انسانهای دیگر زندگی کنیم و با آن ها دیدار کنیم. دیدار ها برای من مهم است و من همیشه سعی کردم غرور شخصی خودم را برای غرور ملی و فرهنگ ملی کنار بگذارم. مردم وقتی زیر فشار باشند نمی توانند به مسئله دیگری فکر کنند و نمی توان از آن ها توقع زیادی داشت. مانند هستهٔ گیاهی که اگر طبیعی باشد و در خاک قرار بگیرد رشد می کند اما اگر این هسته زیر فشار باشد و آن را بشکنند و بعد روغن آن را بگیرند دیگر رشد نمی کند. زندگی در شرایطی که زیر نگاه ها و پروژکتورهای دیگران هستیم سخت است اما امروز هدیه ای که مردم به ما می دهند فقط به خاطر آن است که ما آن ها را دوست داشتیم و من نیز همیشه آن ها را دوست داشتم. من همیشه تلاش کردم خوشی هایم را با دیگران تقسیم کنم و ناراحتی های دیگران را با خودم تقسیم کردم. زندگی برای من جز دیدار با مردم نیست. »

ویدیو عبدالوهاب شهیدی, سایت موسیقی ما

درخواست حذف این مطلب
تقدیر از یک عمر فعالیت هنری استاد عبدالوهاب شهیدی در اولین جشن سالانه موسیقی ما - تیر 1391 (تالار وحدت تهران)

ویدیو بخوان جانان, سالار عقیلی

درخواست حذف این مطلب
اطلاعات بیشتر در مورد فرمت های متنیplain textهیچ تگ html ی مجاز نیست.آدرس صفحات وب و آدرس های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می شوند.خطوط و پاراگراف ها بطور خودکار اعمال می شوند.

ویدیو الله الله, سروش رحمانی

درخواست حذف این مطلب
اطلاعات بیشتر در مورد فرمت های متنیplain textهیچ تگ html ی مجاز نیست.آدرس صفحات وب و آدرس های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می شوند.خطوط و پاراگراف ها بطور خودکار اعمال می شوند.

والسی برای جانان | موسیقی ما

درخواست حذف این مطلب
[ مهران مهرنیا - نوازنده، آهنگساز و مدرس موسیقی ایرانی ]هنر شیوه ای دیگر از بیان است. گاه بسیار واقعی و عینی -همچون معماری و نقاشی- و گاه به غایت انتزاعی -همچون موسیقی های بی کلام. بیان ناگزیر است از رعایت «فرم» برای ارائه روشن تر و رساتر «معنی» و «محتوا». مقوله فرم به حدی اهمیت دارد که در تئاتر و برخی بزرگان آن رشته هنری، آن را مقدم بر محتوا می دانند؛تا جایی که «یرژی گروتفسکی» (1933-1999) کارگردان بزرگ لهستانی می گوید: «تئاتر فقط یک فرم است». شکسپیر نیز در «هملت» از زبان جوانی که به گروهی بازیگر آموزش می دهد، سعی دارد بگوید

ویدیو دیوانه عشق, سعید شیدا

درخواست حذف این مطلب
اطلاعات بیشتر در مورد فرمت های متنیplain textهیچ تگ html ی مجاز نیست.آدرس صفحات وب و آدرس های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می شوند.خطوط و پاراگراف ها بطور خودکار اعمال می شوند.

استاد فرار | موسیقی ما

درخواست حذف این مطلب
select ratinggive استاد فرار 1/5give استاد فرار 2/5give استاد فرار 3/5give استاد فرار 4/5give استاد فرار 5/54امتیاز : 80.0/100تعداد رأی: 1( امتیاز : 80.0/100 - 1 رأی)(1 رأی)

ویدیو دقیقه های فارسی, مانی جعفرزاده

درخواست حذف این مطلب
اطلاعات بیشتر در مورد فرمت های متنیplain textهیچ تگ html ی مجاز نیست.آدرس صفحات وب و آدرس های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می شوند.خطوط و پاراگراف ها بطور خودکار اعمال می شوند.

ویدیو خداحافظ, محسن قمی | موسیقی ما

درخواست حذف این مطلب
اطلاعات بیشتر در مورد فرمت های متنیplain textهیچ تگ html ی مجاز نیست.آدرس صفحات وب و آدرس های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می شوند.خطوط و پاراگراف ها بطور خودکار اعمال می شوند.

ویدیو گفتگو با شاهین فرهت, شاهین فرهت

درخواست حذف این مطلب
موسیقی ما – در همین لحظاتی که شما دارید این جملات را می خوانید؛ «شاهین فرهت» یا نشسته است پای پیانویی که مثلِ یک شی مقدس با آن برخورد می کند یا پارتیتورهایش را دستش گرفته، فنجانِ چایش روبه رویش است و دارد در ایوانِ باصفایش در شمیران، قطعه ای جدید می نویسد. خیلی هم که بخواهد به خودش استراحت دهد، روی پایان نامه های دانشجویانش کار می کند، تا همین جایش دوازده سمفونی از او منتشر شده و ده ها کوارتت و کنسرتو و خیلی کارهای دیگرش هم در کشوی خانه اش مانده که البته نگرانش نیست. هنرمندی در حد و اندازه ی او یاد گرفته است که نگرانِ آثاری که می نویسد، نباشد. در همه ی این سال ها، آثارش را ارکسترهای دنیا نواخته اند و از او ننواخته اند؛ چون گمان کرده اند که اجرای اثری از «بتهوون» و «موزارت» و «استراوینسکی» حتما کلاس بیشتری دارد تا اجرای اثری از او و هم کارانش. او خوب می داند یک روزی، یک روزگاری که دنیا از این روزها با هنر مهربان تر بود، می آید و تمامِ این آثار را اجرا می کند. با «شاهین فرهت» در یک عصر تابستانی گفت وگو کردیم. در ایوانِ خانه ای پراصالت و میانِ صدای پرنده هایی که در این شهرِ زمختِ پر از تیرآهن، جایی بهتر از آنجا پیدا نکرده اند. از آن خانه هایی که دلِ آدم از دیدن ش غنج می رود. با او از خانواده ی بزرگش گفتیم، از کارهایش، از آثاری که نوشته و از وضعیت موسیقی کلاسیک در ایران. این گفت وگو را با آهنگ سازی بخوانید که امسال دبیر جشنواره ی موسیقی است و برای پذیرفتنِ این مسوؤلیتِ بزرگ هیچ خواسته ای نداشته است جز آنکه دستمزدی طلب نکند. بله؛ انگار روزگار هنوز از این آدم ها دارد. پدرم «غلام علی فرهت» از شاگردان درویش خان و مردی بسیار روشنفکر بود؛ او هم پزشک بود و هم قاضی و در نهایت پیش از تولد ما «قضاوت» را انتخاب کرد؛ مادرم سال ها بعد از درگذشتِ او نقل می کرد که پدر گفته بود؛ نمی تواند از بیماری مردم پول دربیاورد. معلم طبِ پدرم، استاد «لقمان الدوله»ی معروف بود و خوب به یاد می آورم، اینان زمانی که احساس می کردند که بیماری بضاعت کافی ندارد، علاوه بر آنکه هیچ پولی برای مداوایش دریافت نمی کردند، مبلغی را نیز به صورت دستی به او می دادند. مادرم نیز با وجود آنکه زنی خانه دار بود؛ اما زبان فرانسه را به خوبی می دانست و از خانواده ی بزرگ «مستوفی»ها بودند. جد ما نیز به «هاتف اصفهانی» شاعر بازمی گردد. پدرم با وجود آنکه نوازنده ای قابل بود؛ اما هیچ گاه به شکلِ حرفه ای به موسیقی نپرداخت؛ پدربزرگِ پسر عمویم «هرمز فرهت» -سالار معظم- نیز از همکاران کلنل وزیری و از تارنوازانِ بزرگ بود که مرحوم «روح الله خالقی» در کتاب سرگذشت موسیقی از ایشان یاد کرده است. فکر می کنم ژنِ موسیقی در «ما» وجود داشت و علاوه بر آن، همیشه در خانه ی ما نغمه ای و آهنگی در جریان بود و به همین خاطر اولین موسیقی هایی که به گوشِ من خورد از قمرالملوک وزیری، مرحوم پروانه، قوامی و همچنین بنان بود. دستگاه ها را نیز پدرم به من یاد دادند؛ بنابراین موسیقی ایرانی را پیش از موسیقی کلاسیک می شناختم، اگرچه بعد از آشنایی ام با موسیقی کلاسیک چنان شیفتگی ای به این موسیقی پیدا کردم که دیگر تمامِ زندگی ام و تحصیلاتم در راستای آن گذشت. داستان آشنایی من با موسیقی نیز با اتفاقی جالب همراه شد؛ یادم می آید تابستانی که 9-8 ساله بودم و برای ییلاق به شمیران آمده بودیم، صبح به اتفاق پسر عموی کوچکم مشغول بازی بودیم، ناگهان موسیقی ای از رادیو پخش شد که من را همان جا میخکوب کرد. آن قطعه اورتور «فیدیلیو» از بتهوون بود. هیچ حرکتی نمی توانستم بکنم تا قطعه ی دوم (رقص مجار از برامس) را پخش کردند؛ همان طور مسخ شده قطعات را گوش می کردم و با خودم فکر می کردم حالا اینها را از کجا پیدا کنم؟ گمان می کنم عشق و علاقه ام به موسیقی از همان زمان شروع شد. جالب آنکه از همان زمانی که موسیقی را شروع کردم، پیانو نواختم و تا همین امروز نیز عاشقانه این ساز را دوست دارم، هنوز که هنوز است روزی چند ساعت پیانو می زنم. «هرمز فرهت» اولین استاد من است که در سن 15 سالگی، به من درس موسیقی می دادند. ایشان از پیشکسوت ترین موزیسین های کلاسیک در ایران است و سال های بسیار استاد موسیقی دانشگاه کالیفرنیا و بعدتر رییس دپارتمان موسیقی دانشگاه دابلین بود؛ در کنار ایشان یکی از مهم ترین استادان من، استاد «ملیک اصلانیان» بود؛ ایشان علاوه بر اینکه معلمی بزرگ و موزیسینی متبحر بودند؛ انسانی بسیار شریف بودند و رابطه شان با من فراتر از رابطه ی استاد و شاگردی است؛ لابد می دانید که ما هنرمندان روحیه ی حساسی داریم؛ به همین خاطر هر زمان که دچار ناراحتی و مشکلی می شدم، به ایشان تلفن می کردم و می گفتم می خواهم ببینمتان. تا با ایشان تماس می گرفتم، می گفت: «باز چی شده؟» خودش می دانست که برای درس نیست که می خواهم ببینم شان. محضرِ استاد اصلانیان، آدم را آرام می کرد.به هر روی با تصمیم خانواده، قرار شد برای ادامه ی تحصیلات به خارج از کشور بروم؛ آن زمان برای رشته ی موسیقی ، ویزای تحصیلی نمی دادند؛ من نیز در رشته ی پزشکی قبول شدم و تصمیم داشتم به فرانسه بروم؛ پیش از عزیمت، پدر مرا صدا کرد و گفت: «به محض آنکه به فرانسه رسیدی، رشته ات را به موسیقی تغییر بده.» هم خوشحال بودم و هم متعجب! به ایشان گفتم: «من حتما همین کار را می کنم؛ اما دلیلِ شما برای این موضوع چیست؟» استدلالِ پدر این بود که من در صورتی که پزشک شوم، یک پزشک معمولی خواهم شد؛ اما اگر در رشته ی موسیقی فعالیت کنم، به طور حتم موزیسینی موفق می شوم.در آن زمان ابتدا در دانشگاه سوربون درس می خواندم؛ اما بعد از مدتی خودم را به دانشگاه استراسبورگ منتقل کردم که یکی از معتبرترین دانشگاه های موسیقی در آن زمان بود. خانه ی من در پاریس، پاتوقِ بسیاری از دوستانم بود که به این کشور سفر می کردند. یک بار یکی از دوستانم قطعه ای از من را گرفت تا به دانشگاهی در امریکا ارایه دهد؛ همان زمان یک بار در یکی از سفرهایم به تهران، دیدم کاغذی از دانشگاه نیویورک آمده است که در آن نوشته شده بود: «خوشحالیم به اطلاع تان برسانیم، شما در فوق لیسانس رشته ی آهنگسازی قبول شده اید و اگر این پیشنهاد را می پذیرید، باید اواخر شهریور ماه در دانشگاه حضور داشته باشید.» من آن زمان خودم فوق لیسانس اتنوموزیکولوژی داشتم و قصدم ادامه ی تحصیل در رشته ی آهنگسازی در همان کشور فرانسه بود؛ اما در جوابِ آن نامه نوشتم از آنجا که هزینه ی تحصیل در امریکا بسیار گران است، نمی توانم پیشنهادتان را بپذیرم. دو هفته بعد از آن، دیدم دوباره نامه ای آمده است که در آن نوشته: «خوشحالیم به اطلاع برسانیم که شهریه ی دانشگاه را به شما بخشیدیم». در یک حال عجیبی قرار داشتم، اما باز نوشتم: «از لطف شما ممنونم؛ اما هزینه ی زندگی در نیویورک بالاست که از عهده ی آن برنمی آیم.» این را نوشتم و با ناراحتی فراوان در صندوق پست انداختم. چند روز بعد دیدم دوباره نامه ای آمده است که در آن نوشته که شما در دانشگاه زندگی خواهید کرد و هفته ای 150 دلار نیز به شما خواهیم داد. فکر می کنم این کارِ خداوند بود و در حالی که برای دکترای موزیکولوژی در فرانسه نوشتم به امریکا رفتم تا آهنگسازی بخوانم.مدتی در دانشگاه نیویورک ماندم و در همان جا به عنوان استاد استخدام شدم، اما در یکی از سفرهایم به ایران، پدرم از دنیا رفتند و به خاطرِ مادرم در ایران ماندگار شدم و دیگر هم به امریکا برنگشتم؛ حتی وسایلم نیز همان جا ماند؛ به هر حال در ایران ماندم و هیچ وقت هم از این مساله ناراضی نیستم. من بلافاصله بعد از اتمام تحصیلاتم به ایران آمدم تا به کشور و هم وطنانِ خودم خدمت کنم؛ من «ایران» را بسیار دوست دارم و همان طور که می بینید حتی بعد از بازنشستگی هم در ایران ماندم. در اولین سالِ دبستان، معلمی داشتیم که بسیار زیبا و مهربان بود و من اندک اندک به عشقِ دیدن او به مدرسه می رفتم. می توانم بگویم در همان سن و سال عاشق شان شده بودم؛ پدر و مادرم نیز متوجه ی این ماجرا شدند و پدر پیشنهاد داد که ایشان را یک روز به خانه مان دعوت کنیم. لابد می توانید تصور کنید که تا چه اندازه از این اتفاق خوشحالم بود. ایشان که خانم «مهین کسمایی» بودند؛ بعدها یکی از مشهورترین چهره های دوبلاژ در ایران شدند؛ هرچند متاسفانه چند وقتِ پیش از دنیا رفتند. می دانید من همواره هم خوشحالم و هم غمگین ام. وقتی موسیقی های گذشته را گوش می کنم یا به روزگار گذشته نگاه می کنم، در غمی زیبا می روم. فرض کنید تمام خاطراتِ من در شمیران می گذرد، حالا که نگاه می کنم به جای آن همه کوچه باغ ساختمان ساخته اند و به جای درخت ها، تیرآهن سبز شده است، بسیار غمگین می شوم. من در ایران آهنگسازی و کنترپوان درس می دهم؛ همان درس هایی که در خارج از کشور به دانشجویان می دادم؛ بنابراین می توانم بگویم که برخلاف تصورِ عموم، این دانشگاه های ایران و اروپا یا امریکا نیست که از همدیگر فاصله دارند، این دانشجویان هستند که با هم اختلاف بسیار زیادی دارند؛ شاید هم آنان تقصیری ندارند؛ اینجا کشور شعر است و آنجا کشورِ موسیقی.*ورودِ حرفه ای به دنیای موسیقی من اولین قطعه ای که به صورت حرفه ای ساختم، زمانی بود که 18 ساله بودم و در نیویورک آن را نوشتم. اولین سمفونی ای که نوشتم هم مربوط به تز آهنگسازی ام در دانشگاه نیویورک است که «خیام» نام گرفت و در ایران توسط ارکستر سمفونیک تهران نیز به رهبری «فرهاد مشکات» اجرا شد و استقبال بی نظیری از آن صورت گرفت؛ البته من هیچ گاه بر این اعتقاد نیستم که موسیقی کلاسیک باید مخاطبان زیادی داشته باشد؛ به هرروی مختصات مخاطب در موسیقی کلاسیک و موسیقی عامه پسند تفاوت می کند و نمی توان انتظار یکسانی از آن داشت. بتهوون برای من بزرگ ترین آهنگساز جهان است؛ اما بعد از او با آثار چایکوفسکی، برامس و موتزارت، شوپن و هایدن را دوست دارم. مبتدل؟ بله چند سالِ پیش از این کلمه برای تعریف موسیقی پاپ استفاده کردم که حالا به نظرم کلمه ی تندی می آید. با این حال معتقدم که بسیاری از آثارِ پاپ در این سال ها، موسیقی ای است که محتوایش با عناصر غیرموزیکال همراه است؛ مثل همین کلیپ هایی که این روزها به وفور تولید می شود و هم کلامش سطح پایین است و هم ملودی هایش تنها یک ریتم خاص دارد و فاقدِ هر نوع ارزش موسیقایی است؛ این در حالی است که در سال های گذشته آثار خوبی در حوزه ی موسیقی پاپ تولید می شده است. آثاری از کسانی چون فرهاد مهراد، محمد نوری، مجید وفادار و دیگران. به هر حال من همه نوع موسیقی را دوست دارم؛ اما به جایش؛ شما وقتی به یک عروسی دعوتید که انتظار ندارید سمفونی پخش شود؛ همه چیز اما باید خوب باشد.*وضعیت موسیقی کلاسیک در ایران ارکسترهای ایران موفق نمی شوند؛ چون از لحاظ مالی آن طور که باید حمایت نمی شوند و از آن طرف بین خودشان اختلاف است. ما ایرانی ها کمتر می توانیم کار گروهی انجام دهیم و بیشتر در کارهای فردی موفق هستیم. ما در همین لحظاتی که داریم با یک دیگر صحبت می کنیم؛ می دانید آثار بزرگانِ موسیقی کلاسیک دارد توسط چند ارکستر در دنیا اجرا می شود؟ با این وجود در ایران هم اجراهای دسته چندمی از آنان انجام می شود؛ در حالی که آثار آهنگ سازان ایرانی اجرا نمی شود؛ البته من آنان را درک می کنم، کارهای بتهوون و موتسارت و دیگران شناخته شده است؛ اما کار آثار آهنگسازان ایرانی برای اولین بار اجرا می شود و به همین خاطر سخت تر است. تک نوازان ما هم این مشکل را دارند، حاضرند سونات بتهوون را با کیفیتی بسیار پایین تر از نوازندگان خارجی اجرا کنند؛ اما یک قطعه ی کوتاه از آثار آهنگ سازان ایرانی را نمی نوازند. بدتر آنکه آثار آهنگسازان ایرانی بعد از فوتشان فراموش می شود. من سال ها روی این مساله تاکید داشتم و از زمانی که این کار را گفتم چند آهنگساز ایرانی فوت کرده اند؛ کسی در حالی این کار را انجام نمی دهد که جمع آوری این آثار هیچ هزینه ای هم ندارد.

ویدیو مراسم آئینی سنج و دمام, همایون نصیری

درخواست حذف این مطلب
موسیقی ما – مراسم آئینی نواختن سنج و دمام این شب ها در «بام لند» تهران جریان دارد. در این مراسم که از جمعه 23 شهریور آغاز شده و تا دوشنبه 26 شهریور و همزمان با ایام دهه اول محرم در ساعت 21 جریان دارد جمعی از نوازندگان سازهای کوبه ای حضور دارند و تماشا برای عموم مخاطبان رایگان است. نوازندگان حاضر در این برنامه هر شب به سرپرستی «همایون نصیری» برای مخاطبان اجرا می کنند که تا کنون با استقبال خوب ساکنان شهر تهران در بام لند مواجه شده است. حمید اکبری، محمود بردک نیا، امین سلیمیان، احسان شفیعی، پوریا ربانیان، علی خباز، امیرحسین آزموده، سیاوش خادم، آبتین سالمی، حسام متولی، فربد فتحی، میلاد سعدی، حامد مهجوری، علیرضا ببریان، مهدی پاشا، علیرضا مکی، سروش بزازی، اشکان پورفرخی، خشایار صفتی، مجتبی شایان و محمدضیا خانپور این اجرا هستند. نواختن سنج و دمام یکی از مراسم های عزاداری آئینی بوشهر است که بیشتر در ماه محرم یا برای عزای سایر ائمه اجرا می شود. در چنین اجراهایی یک گروه از نوازندگان اقدام به نواختن ساز کوبه ای دمام و گروهی دیگر اقدام به نواختن سنج می کنند. همچنین یک یا چند نوازنده با ساز بادی بوق در کنار سایر نوازندگان سنج و دمام حضور دارند. هر سال علاوه بر دسته های عزاداری حضرت امام حسین (ع) در ماه محرم، مراسم های فرهنگی اجرای سنج و دمام هم در نقاط مختلف کشور برگزار می شود. اما امسال همایون نصیری و سایر نوازندگان سازهای کوبه ای این برنامه را به شکل متمرکز در آمفی تئاتر بام لند روی صحنه می برند. در ادامه گزارش «موسیقی ما» از این اجرا را ببینید و دانلود کنید:

معجزه | موسیقی ما

درخواست حذف این مطلب
[ مهران مهرنیا - نوازنده، آهنگساز و مدرس موسیقی ایرانی ]هنر شیوه ای دیگر از بیان است. گاه بسیار واقعی و عینی -همچون معماری و نقاشی- و گاه به غایت انتزاعی -همچون موسیقی های بی کلام. بیان ناگزیر است از رعایت «فرم» برای ارائه روشن تر و رساتر «معنی» و «محتوا». مقوله فرم به حدی اهمیت دارد که در تئاتر و برخی بزرگان آن رشته هنری، آن را مقدم بر محتوا می دانند؛تا جایی که «یرژی گروتفسکی» (1933-1999) کارگردان بزرگ لهستانی می گوید: «تئاتر فقط یک فرم است». شکسپیر نیز در «هملت» از زبان جوانی که به گروهی بازیگر آموزش می دهد، سعی دارد بگوید

گهواره | موسیقی ما

درخواست حذف این مطلب
[ مهران مهرنیا - نوازنده، آهنگساز و مدرس موسیقی ایرانی ]هنر شیوه ای دیگر از بیان است. گاه بسیار واقعی و عینی -همچون معماری و نقاشی- و گاه به غایت انتزاعی -همچون موسیقی های بی کلام. بیان ناگزیر است از رعایت «فرم» برای ارائه روشن تر و رساتر «معنی» و «محتوا». مقوله فرم به حدی اهمیت دارد که در تئاتر و برخی بزرگان آن رشته هنری، آن را مقدم بر محتوا می دانند؛تا جایی که «یرژی گروتفسکی» (1933-1999) کارگردان بزرگ لهستانی می گوید: «تئاتر فقط یک فرم است». شکسپیر نیز در «هملت» از زبان جوانی که به گروهی بازیگر آموزش می دهد، سعی دارد بگوید

ویدیو وداع با پیتر, سایت موسیقی ما

درخواست حذف این مطلب
موسیقی ما - مراسم تشییع و آیین بدرقه پیتر سلیمانی پور، هنرمند برجسته عرصه موسیقی و گرافیک، صبح امروز (سه شنبه 20 شهریور) با حضور هنرمندانی همچون هوشنگ کامکار، هنگامه اخوان، هادی منتظری، کریستوف رضاعی، کارن همایون فر، داود گنجه ای و بسیاری دیگر از دوستدارانش از مقابل تالار وحدت به سمت آرامستان مسیحیان «مسگرآباد» دروازه دولاب انجام شد. علی ترابی (مدیرکل دفتر موسیقی) و شهرام صارمی (مدیر اجرایی سی و چهارمین جشنواره موسیقی فجر) مدیرانی بودند که در این مراسم حضور داشتند. امیر بهاری که اجرای مراسم را برعهده داشت گفت: «ما امروز اینجا جمع شده ایم برای بدرقه پیتر سلیمانی پور؛ انسانی وارسته که گمان می کنم هر کس یک بار با او سلام و علیک کرده باشد، به همان واسطه جذبش شده و رابطه اش با او ادامه دار شده است. برای از دست دادن پیتر سلیمانی پور بسیار متأسفم، هم به واسطه توانایی های بی حصرش و هم برای شخصیت وارسته اش. گمان می کنم پیتر برایمان جدا از آثارش به واسطه زندگی شخصی اش و زیست هنرمندانه اش اهمیت ویژه ای دارد.» در ابتدا سیاوش روشن (آهنگ ساز و نوازنده عود) و یکی از دوستان نزدیک مرحوم سلیمانپور پشت میکروفن قرار گرفت و گفت: «می خواهم در رابطه با صمیمی ترین دوست سال های اخیرم چند کلامی صحبت کنم. مردی که زندگی حقیقی داشت و صحبت کردن در موردش بیشتر به بازگو کردن افسانه شبیه است اما افسانه ها را نیز باید گفت، نه به واسطه آنکه سرگرم کننده باشند بلکه به واسطه آنکه الهام بخش اند. او مردی دوست داشتنی بود که برای من و تمامی افرادی که با او در ارتباط بودیم، یک انسان حقیقی است. او صداقت داشت و شما این صداقت را می توانید در آثار او نیز ببینید. از هشت سال گذشته که با پیتر آشنا شدم، بهترین اتفاقات زندگی ام برایم رخ داد. او انسانی حقیقی بود نه به معنای بی نقص بودن بلکه به این دلیل که هم با خودش و هم با آدم های اطرافش صادق بود.» آلبوم «منظومه شخصی» یکی از صدها آثاری است که پیتر سلیمانی پور خلق کرد که این آهنگساز با اشاره به این آلبوم گفت: «زمانی که آلبوم «منظومه شخصی» را گوش می دهم چیزی جز ذوق و صداقت نمی یابم. مطمئنا در مورد موسیقی پیتر باید بسیار مفصل تر از این صحبت کرد. او به عنوان یکی از اولین افرادی که در ایران موسیقی جذب کار کرد و تمام ابزار لازم را برای بیان احساساتش در اختیار داشت، برایم قابل ستایش است. من و پیتر تصمیم داشتیم در سال های اخیر کارهای بسیاری اجرا کنیم که به دلایل مختلف از جمله سرطان او و مشکل دست های من میسر نشد. ما بهمن ۹۶ قصد داشتیم در فرهنگسرای نیاوران روی صحنه برویم که پاییز آن سال، اول من و بعد پیتر انصراف دادیم. امروز از او خداحافظی می کنیم اما لبخند همیشگی و هوش سرشار او و البته یاد و خاطره اش همواره با ما خواهد بود.» فعالیت پیتر سلیمانی پور تنها به موسیقی محدود نبود و یکی از گرافیست های توانای این مرز و بوم هم بود و همواره تأکید داشت گرافیک برایش شغل است و موسیقی چیزی دیگر. امیر بهاری درادامه از هومن مرتضوی دعوت کرد تا دررابطه با وجه گرافیتی پیتر سلیمانی پور صحبت کند. هومن مرتضوی، گرافیست و از آشنایان نزدیک پیتر سلیمانپور گفت: «همه آنها که مرا می شناسند، می دانند مانند ملخ صحبت می کنم و آنقدر از موضوعی به موضوع دیگر می پرم که مخاطب به سختی متوجه آنچه می گویم، می شود ما در دهه ۶۰ شکل گرفتیم، دهه ای که نه جا و نه وقتی برای شکل گرفتن بود. ما نه فضای آموزشی درستی داشتیم و نه مربیان درستی و تنها دوستانمان بودند که کمک مان می کردند. دوستانی که امروز یکی از آنها در تابوت خوابیده است. ما مثل کوهنوردانی بودیم که در سرما به یکدیگر چک می زدیم تا بیدار بمانیم، به انحراف نرویم و در لحظه بهترین خودمان باشیم. من و پیتر هیچ گاه او را به عنوان یک گرافیست جدی نگرفتیم نه به این دلیل که گرافیست نبود بلکه به این دلیل که انسانی به شدت تصویری بود اما تصویرش را از طریق موسیقی و صدا منتقل می کرد. شغل پیتر به اعتقاد من موسیقی بود. کاری که پیتر در موسیقی کرد انتها ندارد و شاید بهترین کلمه برای توصیف پیتر واژه شیدایی باشد. انسانی شیدایی که منطق نداشت و بهترین آلبوم هایش در راه بودند و هنوز منتشر نشده اند.» او ادامه داد: «ما مدل گلخانه ای رشد کردیم؛ همه چیزمان تجربی بود و با تکیه به دوستانمان و پنهان شدن پشت یک طنز جمعی به آن رسیدیم. پیتر اگرچه جک تعریف کردنش افتضاح بود ولی طنز قریبی داشت. از او یک مدل بیشتر نبود یا به این دلیل که خط تولید کارخانه اش تعطیل شده بود یا به خاطر اینکه آنچه ما به عنوان استاندارد می شناختیم اکنون دیگر استاندارد نیست. من که همیشه از این نوع گردهمایی ها فرار می کردم اکنون اینجا ایستاده ام و آنچه می شنوید تنها صدایی است که از دهانم خارج می شود. می خواهم بگویم حیف شد اما نمی دانم چه چیز حیف شد. پیتر منبع درآمدش گرافیک بود اما نه خودش توقعی از گرافیک داشت نه ما انتظاری از او داشتیم. او به دنبال موسیقی بود و ما را با موسیقی جز آشنا کرد. اگر او نبود من الان شهرام ناظری گوش می دادم ولی حضور پیتر و آنچه در عرصه موسیقی تولید کرد بخشی از شخصیت مرا شکل داد. می دانم که آدمی مثل او و جمعی مثل آنچه داشتیم دیگر قابل تکرار نیست و دلم برایش تنگ می شود.» در ادامه امیر بهاری از آزاده بابایی فر، که در این سال ها او را همراهی کرده بود دعوت کرد تا پشت تریبون قرار بگیرد. او سخنانش را این گونه آغاز کرد: «یکی از دلایل مهم جمع شدن ما در اینجا بدرقه کردن عزیزی است که دوستش داشتیم. امیدوارم بتوانم به عنوان یکی از نزدیکان پیتر، تسکین دهنده غم سایر دوستانش باشم. لازم است برای آنها که در این حد به پیتر نزدیک نبودند نکته ای را بیان کنم. پیتر سال های اخیر را در آرامشی نسبی گذراند اگرچه وضعیتی که در آن بود بسیار دشوار می نمود. دلم نمی خواهد گریه کنم چون لحظات سال های پایانی زندگی او پر از عشق پر از رنگ و صدا و لذت بود. من یاری را همراهی کردم که مرد بسیار شجاعی بود و تلاش کردم از او یاد بگیرم چطور می توان در این شرایط شجاع بود. او بود که به من نیرو می داد تا همراهش حرکت کنم. پیتر با سرطان نجنگید، پیتر به بهترین شکل با سرطان زندگی کرد. چیزهایی است که نمی توانم برایتان بگویم اما اجازه بدهید این لحظات را با کمی خوشحالی و حتی با کمی لبخند سپری کنیم چون او کارهایی را که دلش می خواست انجام داد اگرهم اشکی می ریزیم نشانه دلتنگی مان است و نشانه از دست دادن پیتر.» داود گنجه ای، علی ترابی، آرش پژندمقدم، غلام علمشاهی، هوشنگ کامکار، کارن همایونفر، رامین صدیقی، کریستف رضاعی، مسعود شعاری، هومن نامداری، پویا نیکپور، امید نعمتی، همایون نصیری، رضا اصغرزاده، علی بوستان، نوید گوهری، شهرام گوهری، کیوان پهلوان، رامین بهنا، میلاد باقری، علیرضا اولیایی، علیرضا میرآقا، سردار سرمست، آذین موحد، درشن آنند، بابک چمن آرا، مانی مزکی، سودابه سالم و... از جمله حاضران در مراسم بودند. مراسم یادبود این هنرمند فقید، روز پنجشنبه ۲۲ شهریور از ساعت ۱۶ تا ۱۸ در کلیسای ارتدوکس واقع در خیابان مفتح برگزار می شود.

ویدیو مرد باران, علی جعفری پویان

درخواست حذف این مطلب
نوازنده: تکنواز ویولن:علی جعفری پویان / ویولن اول و دوم: علی جعفری پویان، سینا جهان آبادی، امین غفاری، مونیکا لران، یگانه حسینی نیا، امین عطایی، علیرضا چهره قانی، نوید شعبانزاده / ویولا: میثم مروستی، سهراب برهمندی / ویولنسل: کریم قربانی، مهرداد عالمی / کنترباس: پورنگ پورشیرازی / پیانو:رضا تاجبخش / فلوت: روشنک نوشی / هورن:حسین میرزایی / ترومپت:علیرضا میرآقا / تیمپانی: محمود منتظم صدیقی

نازنین یار

درخواست حذف این مطلب
خواننده: ساسان پاشایی فرکاور ویدیو: آهنگساز: ساسان پاشایی فرترانه سرا: ساسان پاشایی فرمیکس و مستر: آرش پاکزادآدرس فایل 480: http://dl.musicema.com/video/sasan%20pashaeifar/sasan%20pashaeifar%20-%20naza...آدرس فایل 720: http://dl.musicema.com/video/sasan%20pashaeifar/sasan%20pashaeifar%20-%20naza...

ویدیو گزارش کنسرت محسن ابراهیم زاده, محسن ابراهیم زاده

درخواست حذف این مطلب
موسیقی ما – «محسن ابراهیم زاده» آخرین اجرای تابستانی خود در تهران را روی صحنه برد. این خواننده جوان شامگاه 16 شهریور به تهیه کنندگی «مهدی کرد» در سالن مرکز همایش های برج میلاد تهران از دوستداران خود میزبانی کرد. او که این روزها یکی از خوانندگان پرطرفدار است و اجراهای متعددی در تهران و شهرستان ها دارد در این برنامه تولدش را هم کنار دوستداران و مهمانانش جشن گرفت. اواسط این کنسرت و در حین اجرای قطعه «دونه دونه» که از کارهای محبوب این روزهای محسن ابراهیم زاده است کیک تولد او توسط یک سیلورمن روی صحنه آورده شد که در این لحظه نوازندگان ارکستر با قطع اجرای دونه دونه، ملودی تولد مبارک را نواختند. در پشت صحنه کنسرت هم جمعی از طرفداران محسن ابراهیم زاده با هماهنگی عوامل اجرایی هدایای خود را به این خواننده تقدیم کردند و بخش دیگری از جشن تولد هم در پشت صحنه اجرا شد. محسن ابراهیم زاده در بیست و دومین سانس کنسرت هایش میزبان حمید هیراد، میثم ابراهیمی، مهدی ماهانی، انوشیروان تربتی، امیرحسین اویسی، ارسلان جعفری و میثم اکبری بود. کارن زیاری (کیبورد)، سیاوش کریمی نژاد (درامز)، مجید ترکاشوند (ساکسوفون)، فارق آزادیان (باقلاما)، آرمان تیرماهی (گیتاربیس)، حسام متولی (پرکاشن)، امید مولودی (گیتار الکتریک) و فرشید حکیمی (کیبورد) اعضای ارکستر محسن ابراهیم زاده به رهبری رضا لمعانی بودند. در ادامه می توانید عکس های سعید عبداللهی و مرتضی قربانی از این کنسرت و همچنین گزارش ویدئویی برنامه که به کارگردانی سعید عبداللهی تهیه شده است را ببینید و دانلود کنید.

گل خندون

درخواست حذف این مطلب
بیژن زارععکس: لینک مطلب: http://www.musicema.com/bijan-zareh-gole-khandoonمطلب: گل خندون

در حاشیه اجرای نینوا

درخواست حذف این مطلب
موسیقی ما – ارکستر سمفونیک تهران طی دو شب، قطعه ی ماندگار «نی نوا» از ساخته های «حسین علیزاده» را با رهبری «شهرداد روحانی» در حالی اجرا کرد که این آهنگسازِ برجسته، مهمانِ ویژه ی ارکستر بود. پیش از این نیز در زمانِ رهبری «علی رهبری»، این قطعه به اجرا درآمده بود و در جدیدترین تجربه ی اجرا، «سیامک جهانگیری» و «حسین خوش چهره» به عنوان سولیست نی حضور داشت. «حسین علیزاده» پس از پایان اجرای «نی نوا»، اجرای این قطعه را نوعی تداعی خاطره برای خودش دانست: «اجرای قطعاتِ ایرانی باعث نزدیکی هنرمندان به یکدیگر می شود؛ به خصوص من که با «شهرداد روحانی» در هنرستان هم شاگردِ یکدیگر بودیم و حالا خوشحالم که بعد از آن همه سال، همه مان دستی در موسیقی داریم. به هر حال با وجودِ آنکه این قطعات نت نویسی و آهنگسازی شده است؛ اما این رهبر است که حسِ خود را به اثر منتقل می کند و به همین خاطر است که هر اجرا، نفسِ متفاوتی دارد؛ همان طور که دستگاه «نوا» همان دستگاه است؛ اما نوازنده بر اساسِ حس و حال خودش آن را اجرا می کند. به هر حال قطعه بسیار خوب اجرا شد و خوشحالم که این قطعه توسط ارکستر اجرا شده است.» از دیگر آثار اجراشده در کنسرتِ شبِ گذشته می توان به «نی نوا» به آهنگسازی حسین علیزاده، اورتور «پل» به آهنگسازی مهران روحانی، قسمت اول سوئیت سمفونی «زندگی» به آهنگساز عباس علوی و حسین کاج، کنسرتو برای گیتار و ارکستر به آهنگسازی امیر محمودی با سولیست گیتار اشکان عقبایی، «مرثیه برای ویولن و ارکستر» اثر علی بیرنگ با سولیستی ویولن پدرام فریوسفی و اجرای آثار دیگری از آهنگسازان ایرانی بخش های دیگر این کنسرت را تشکیل داده بودند. اثری از: سایت موسیقی ماکاور ویدیو: تهیه کننده: روابط عمومی بنیاد رودکیآدرس فایل 480: http://dl.musicema.com/video/neynava97.mp4صحبت های حسین علیزاده و شهرداد روحانی درباره اجرای قطعه نینوا توسط ارکستر سمفونیک تهران

جام عشق

درخواست حذف این مطلب
با مجوز دفتر موسیقی ارشاد به شماره 1028/01013/ت/97/05 خواننده: جمیل خالدیکاور ویدیو: آهنگساز: آرش پایدارترانه سرا: آرش پایدارتنظیم کننده: مسعود مفیدیآدرس فایل 480: http://dl.musicema.com/video/jamil%20khaledi/jaame%20eshgh/jamil%20khaledi%20...آدرس فایل 720: http://dl.musicema.com/video/jamil%20khaledi/jaame%20eshgh/jamil%20khaledi%20...آدرس فایل 1080: http://dl.musicema.com/video/jamil%20khaledi/jaame%20eshgh/jamil%20khaledi%20...

ویدیو تیزر ویدئوی مرد باران, علی جعفری پویان

درخواست حذف این مطلب
تیزر ویدئوی مرد بارانتیزر ویدئوی قطعه «مرد باران» که براساس تم موسیقی فیلم سینمایی «قارچ سمی» توسط علی جعفری پویان نواخته شده است

گفتگو با سعید شهروز

درخواست حذف این مطلب
موسیقی ما - «پشت پلکام عکستو نقاشی کردم غزلک...». حدود هجده سال پیش، زمانی که «غزلک» با صدای «سعید شهروز» منتشر شد، همه را حیرت زده کرد. همان سال ها، در نبود فضای مجازی، ماهواره و... «غزلک» را همه از «لاله زار» شنیدند و عنوان یکی از پرفروش ترین آلبوم های بعد از انقلاب را در کنار آلبوم هایی چون «دهاتی» از آن خود کرد. می گوید اگر «جشن موسیقی ما» آن سال ها هم برگزار می شد، شاید آلبوم هایش جوایز زیادی کسب می کرد و خودش و آثارش بیش از این ها دیده می شد. در یک بعدازظهر تابستانی همراه با پسرش «شهداد» میهمان دفتر «موسیقی ما» شد و از خاطراتش با ناصر عبداللهی، شادمهر عقیلی، بهروز صفاریان و هچنین بی مهری هایی که در این سال ها به او شد برایمان گفت. این گفت وگو مروری بر خاطرات نزدیک به دو دهه حضور این خواننده در بازار موسیقی پاپ ایران است.warning: cannot modify header information - headers already sent by (output started at /home2/musicema/public_html/includes/common.inc:2777) in /home2/musicema/public_html/includes/bootstrap.inc on line 1486اثری از: سایت موسیقی ماخواننده: سعید شهروزگفت و گو: یاشار علی نژادکاور ویدیو: کارگردان: سید علیرضا حق شناستهیه کننده: سایت موسیقی ماتصویر: فراز فتحیتدوین گر: فراز فتحیآدرس فایل 480: http://dl.musicema.com/video/saeid%20shahrouz/interview%2097-06/saeid%20shahr...خواننده محبوب نسل اول پاپ در گفت وگو با «موسیقی ما» از خاطراتش با شادمهر، ناصر عبدالهی و... می گوید

خارجی

درخواست حذف این مطلب
با مجوز ارشاد اثری از: گروه بمرانیکاور ویدیو: آدرس فایل 480: http://dl.musicema.com/video/bomrani/khareji/whatsapp%20video%202018-09-04%20...

دیوونگی

درخواست حذف این مطلب
با مجوز دفتر موسیقی ارشاد به شماره 1044/01029/ت/97/06 خواننده: سروش موسویکاور ویدیو: آهنگساز: سروش موسویترانه سرا: سروش موسویتنظیم کننده: فرشاد یزدیکارگردان: هادی بردباریآدرس فایل 480: http://dl.musicema.com/video/soroush%20mousavi/divoonegi/soroush%20mousavi%20...

چشم هایش

درخواست حذف این مطلب
اثری از: امیرحسین رئوفیکاور ویدیو: آهنگساز: امیرحسین رئوفیآدرس فایل 480: http://dl.musicema.com/video/00%20other/amir%20hossein%20raoofi%20-%20cheshmh...آدرس فایل 720: http://dl.musicema.com/video/00%20other/amir%20hossein%20raoofi%20-%20cheshmh...آدرس فایل 1080: http://dl.musicema.com/video/00%20other/amir%20hossein%20raoofi%20-%20cheshmh...